تبلیغات
تنها با خدا

تنها با خدا
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

تو شمال شهر منطقه ای در آمریکا ،
یه قنادی باز شد.فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن ،
یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن ،یه گدای ژنده پوش وارد شد
و تموم جیبهاشو گشت ،یه سنت پیدا کرد و گذاشت رو میز ،گفت اینو شیرینی بهم بده !!
مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد
و با خوشحالی و لبخند ازش حال پرسید و گفت :
قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید ...پولتون رو بردارید
و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !
امروز مجانیه اینجا ...

پولدارا ازین حرکت ناراحت شدن و اعتراض کردن که چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا ؟
مدیر قنادی گفت :
شما هم اگه مثل این آقا ،تموم داراییتون رو ، رو میز میذاشتین ،جلوتون تعظیم میکردم ...




طبقه بندی: حکایت، 
[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • paper | قیمت ارز بازار آزاد | خشم